با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Power Structure

ˈpaʊərˈstrʌktʃər ˈpaʊəˈstrʌktʃə
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

هیئت حاکمه، دستگاه حکومتی، ساختار قدرت (در کشور یا شهر و غیره)
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد power structure

  1. noun management hierarchy
    Synonyms: class structure, corridors of power, establishment, hierarchy, interests, managerial hierarchy, power elite, powers that be, ruling class, status system, stratification

ارجاع به لغت power structure

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «power structure» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/power structure

لغات نزدیک power structure

پیشنهاد بهبود معانی